تبليغاتX
هفته نامه سردار جنگل

هفته نامه سردار جنگل

سنگینی باری که خداوند بر روی دوش ما میگذارد آنقدر نیست که کمر مان را خرد کند آنقدر است که ما را برای دعا کردن به زانو در آورد

این روزها بمناسبت میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها بازار تقدیر و تقدیم گرم است. اینگونه  مراسم معمولا در ادارات و سازمانهای دولتی از رونق بیشتری برخوردار است. تقدیر از زنان نمونه کارمند، معرفی کارمند نمونه زن و... اما آیا از خود پرسیده ایم ما در ازای این تقدیری که تقدیم زنان می کنیم چه گوهر با ارزشی را از آنان می رباییم! واقعا زنان در بسیاری از ادارات چه کار شاقی انجام می دهند که مردان از انجام آن ناتوانند؟ حضور تعداد کثیری از زنان در ادارات و شرکت ها چه ضرورتی دارد و چه نیازی را برطرف می کند؟ آیا خانم کارمند یا کارگری که ۱۰ تا ۱۲ ساعت از ۲۴ ساعت خود را در ادراه یا شرکت سپری می کند در باقی مانده وقت خود فرصت و توان انجام دیگر وظایف خود در همسر داری و تربیت فرزندان را دارد ؟خسارت ناشی از نبود یا كمبود زن در عرصه كار و اشتغال بیشتر است یا خسارت كمبود یا نبود زن درخانه و خانواده؟ البته وقتی از طریق رسانه‌ها به ویژه صدا و سیما چنین تبلیغ می‌شود كه زن موفق زن شاغل است نه زن خانه دار! نمی توان از جامعه انتظار داشت با دیدی عمیق به این موضوع بنگرد. تحقیر كار مادری و خانه و خانواده داری و حضور بیش از حد  زنان در جامعه، و اشاعه تفكرات فمنیستی یا به قول مكوو، فمی نازیستی چه ارمغانی برای جامعه داشت؟ ایجاد نسل جدید نوجوانان و جوانان افسار گسیخته مهم‌ترین ارمغان  این رها شدگی زنان از محیط خانه است! عشق، فداکاری،ایثار،گذشت،وفاداری،محبت، تنها در کانون گرم خانواده و از دامان مادر ساطع می شود.به هر تقدیر تحیر مقام مادری و حضور بیش از حد زنان در عرصه جامعه موجب شد تا مقام مادر و دشواری وظایف او، و سنگینی اموری كه در خلقت برعهده او نهاده شده، به محاق رود.

متاسفانه برای بسیاری از زنان امروز آنچه اهمیت دارد پول درآوردن است و آنان حاضرند حتی به قیمت نابودشدن زندگی خانوادگی و فرزندان خود نیز دست ازكاربیرون برندارند. خدا را چه دیدی! شاید امروز که ما به دلیل اشتغال زن و مرد، ناچار، فرزندانمان را به مهدهای کودک می سپاریم فردا روز هم آنان ما را در اختیار خانه سالمندان بگذارند.


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط هفنه نامه سردار جنگل  | 

آقای استاندار بجای اینکه به رییس قوه قضائیه بگی برو این آقا رو دستگیر کن بیا اینها رو جواب بده . من که وحشتی ندارم از دستگیر کردن تو   چقدر تو احمقی!   خفه کردن  من، نه کار توست نه کار ایل و تبار تو… هر چی تو اینکارها را بکنی من بدتر می کنم! من نه روزه سکوت گرفته ام نه در مجلس با کمیسیون کر و لالها قرار داد بسته ام! به طرفدارانم پیشنهاد می کنم تک رای بدهند وادامه برگه را خط بزنند تا کسی نتواند اسم دیگری بر روی برگه بنویسد.

در روزگاری که سیاست، مترادف با دروغ و دغل و تهمت و شایعه و توهین است تا جایی که دامن جانباز ۷۰ درصدی را هم آلوده می کند و او را نیز به ورطه بد اخلاقی های انتخاباتی می اندازد چه می توان کرد جز حسرت بصیرت و اخلاق و فضیلت خوردن! پذیرفتن رای اکثریت هرچه باشد جزء لا ینفک دموکراسی است. رای اکثریت همیشه حقیقت نیست اما همیشه واقعیت است و من وتو اگر چه به جعفر زاده رای ندادیم اما باید به او و رای مردم احترام بگذاریم. این انتخابات هر چه بود برای ما درس های عبرت آموزی داشت. فهمیدیم می توان جانباز انقلاب بود اما انصاف و وجدان را نادیده گرفت.می توان رزمنده انقلاب بود اما به راحتی با الفاظ رکیک به عالی ترین مقام اجرایی استان فحاشی کرد! می توان سابقه انقلابی داشت اما در مسابقه انتخابات از هر وسیله ای استفاده کرد. می توان  ادعای اصولگرایی کرد و مدعی پیروی از ولایت بود اما  همه ولایت ستیزان از حامیان فتنه گرفته تا برشکستگان سیاسی اصلاح طلب را به دور خود جمع کرد! می توان مرام فتنه گران را داشت اما شعار اصولگرای داد!حتی اصحاب فتنه هم، همچنان گاهی دم از خط امام و اسلام و ولایت مداری و خون شهدا و قانون و شعارهای قشنگ می زنند!کاپ اخلاق انتخاباتی را باید داد به جعفر زاده جانباز ۷۰ درصد!  همه می دانیم آنچه جعفر زاده آن را وضعیت بحران زده استان می نامید و از آن انتقاد می کرد محصول مدیریت چند ماهه سعادتی نیست! این نتیجه سالها مدیریت همان جریانات سیاسی حامی ایشان است. جالب تر اینکه جعفر زاده خود در همان دورانی که از آن به عنوان دوران تباهی استان یاد می کند مدیر بنیاد شهید استان بود و شما کلمه ای در انتقاد از وضعیت نابسامان استان از ایشان بیاد ندارید. چه می توان کرد! وقتی دنیا دنیای وارونگی است و انتخابات مهم تر از امتحانات است! و امان و درد از بزرگان اصولگرایی که دلشان برای انقلاب می سوزد اما حاضر نیستند بر محور خدمت گرد هم جمع شوند! قطعا اختلافات اصولگرایان در معرفی کاندیدای مشترک در ابتدا چیزی جز اختلاف سلیقه نبود که بعدا منجر شد به سهم خواهی های خود خواهانه! چه بسا اگر حضرات اصولگرا کمی از خواسته های خود کوتاه می آمدند و  روی سه گزینه اتفاق نظر داشتند در همان مرحله اول سه کاندیدای خود را روانه مجلس می کردند.

این سکه اما روی دیگرش،درس است وعبرت! اما دریغ و درد که ما اصولگرایان از گذشته سیاسی خود درس نمی گیریم و رفوزه گان همیشه کتاب عبرت تاریخیم.  همچون روز می دانیم نتیجه  عمکرد انحصار طلبانه ما، گزینه خود ما را هم از رسیدن به مجلس محروم می کند اما با وجود این باز هم دست از لجاجت و یکدندگی بر نمی داریم. منیت،نه فقط به وحدت، بلکه به خدمت و بصیرت نیز ضربه می زند. راه انتقاد انشعاب نیست، و راه مرزبندی، تخریب وحدت نیست. تا از کسی انتقاد داریم به انشعابی دیگر می اندیشیم و دهها اسم وعنوان و جبهه و مجمع و جمعیتی که جمعیتشان به پنج نفر هم نمی رسد می زنیم و بعد لیست می دهیم که بیش از ۵۰ تشکل دینی مذهبی و سیاسی از کاندیدای ما حمایت کرده! اما کوس رسوایی این تشکلهای خود ساخته و انشعابات سیاسی وقتی به صدا در می آید که نتیجه انتخابات مشخص می شود! آیا دود این همه اختلاف به چم خود ما نمی رود و مگر نرفت! که اگر نبود این همه اختلاف و منیت، امثال این آقایان حتی در خواب هم  نمایندگی مردم رشت را در مجلس شورای اسلامی  نمی دیدند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط هفنه نامه سردار جنگل  | 

طی روزهای اخیر تقریبا اکثر نشریات استان تیتر اصلی خود را به انتقاد از مهدی سعادتی استاندار گیلان اختصاص دادند البته این تیتر از سخنان امام جمعه رشت در دیدار با اعضای خانه مطبوعات و شورای فرهنگ عمومی برداشت شده و ظاهرا از مجموع این سخنان انتقاد از استاندار به مذاق اهالی مطبوعات بسیار شیرین نشسته، چنان که همه هماهنگ یک تیتر را برگزیدند. حال سخن بر سر درستی یا نادرستی این انتقادها نیست که این خود بحث مفصلی می طلبد، اما سوال اصلی این است که چگونه مطبوعاتی که سالهای متمادی رنج و درد مردم استان را سانسور می کردند و کمتر انتقادی به وضعیت استان داشتند به یکباره رگ گردن خشکیده شان به جوش آمده و نسبت به عملکرد مدیر ارشد استان حساس شده اند! حتما کسانی که در فضای مسموم مطبوعات استان قلم زده اند و با بسیاری از آنها حشر و نشر دارند، می دانند این گونه موضع گیری های مطبوعات نه از سر خیر خواهی یا رسالت مطبوعاتی! بلکه با هدف باج گیری های مرسوم و مشهور عالم ژورنالیستی است! که اگر جناب سعادتی همچون همتای قبلی خود کمی سر کیسه بیت المال را شل کند اهالی مطبوعات هم شل می شوند و فردا روز تیتر می زنند که گیلان به کارگاه عمرانی تبدیل شده است! همین مطبوعات ودیگر رسانه ها، زمانی که یکی پس از دیگری کارخانجات این استان را نابود می کردن و یا زمین و تجهیزاتش را به یغما می بردند، چرا صدایی از حنجره شان خارج نشد؟ اگر مطبوعات و صدا وسیما هماهنگ، تاراج کارخانه الکتریک را فریاد می کردند غارتگران می توانستند کارخانه بزرگ الکتریک رشت را همچون آب خوردن بالا بکشند؟ وقتی زمین های کشاورزی را به ثمن بخس بین مدیران از جمله آقای (ز) و(ج) واگذار می کردند چرا مطبوعات گیلان خفه خان گرفته بودند؟ وقتی کشاورزی استان به بهانه صنعت و صنعت استان به بهانه کشاورزی رو به نابودی و اضمحلال می رفت! چرا انتقادی از رسانه های استان شنیده نشد؟ آیا اینکه استان گیلان دومین استان از نظر نرخ بیکاری است محصول عملکرد چند ماهه جناب سعادتی است؟ آیا اجرایی نشدن بخش اعظم مصوبات دور اول، دوم وسوم هیات دولت در گیلان ناتوانی درمدیریت سعادتی است؟ آیا وضعیت نابسامان صنعت و کشاورزی محصول مدیریت استاندار فعلی است؟ کسی که کمترین اطلاعات اقتصادی داشته باشد می داند توسعه فرایندی است که چند ماهه بوجود نمی آید، پروسه ایست که در ظرف زمانی چند ساله ایجاد می شود. حال چگونه می توان این وضعیت آشفته استان را به گردن استاندار فعلی انداخت که تنها چند ماه از حضور ایشان می گذرد. قصدمان دفاع از عملکرد سعادتی نیست که ایشان هم همچون دیگر مدیران خالی از اشتباه وخطا نیست، اما این سیاه بازی و دغل کاری برخی نشریات است که همچون دم خروس از زیر قبای مطبوعات بیرون زده. قطعا کسانی که جریان سیاسی حاکم در استان را پس از انقلاب رصد می کنند تایید می کنند که جریان غالب و حاکم در طول سالیان گذشته از جریان چپ سیاسی بودند، غیر از مقطع کوتاه اما پر ثمر استانداری شهید انصاری که خیلی طولانی نبود دیگر استاندار ها قریب به اتفاق از جریان چپ بودند فلذا وضعیت کنونی استان محصول عملکرد مدیریتی جریان چپ است. این واقعیتی است که مطبوعات استان طی سالیان سال با تملق و باج خواهی از کنار آن گذشتند.

 روزهای اولی که وارد عرصه مطبواعات شده بودم جوانی آرمانگرا و عدالتخواه بودم که فکر می کردم خداوند مرا برگزیده تا به وسیله من با انعکاس درد ها و محنت های مردم این دیار التیام بخش جسم نحیف مردم این دیار باشم، دریغ از اینکه دنیای ژورنالیسم با آنچه من می اندیشم زمین تا آسمان متفاوت است! روزی از نچرخیدن چرخ مالی نشریه نزد یکی از مدیران مسئول گله می کردم که چطور شما با این همه هزینه روزنامه را اداره می کنید که راهکاری را نشانم داد. گفت: ابتدا کافی است گوشه ای از عملکرد مثبت مدیر یک سازمان یا اداره ای را با تیتر درشت برجسته کنی سپس با یک فاکتور به ضمیمه همان نسخه از نشریه به نزد مدیر مربوطه می روی و با رویی گشاده، اندر محسنات آن مدیر سخن می گویی،اگر مدیر مربوطه مبلغ فاکتور را پرداخت کرد که فبها،که ۹۹درصد از مدیران پرداخت می کنند. اگر نه در شماره بعد لیستی از ضعفها و کاستی های سازمان یا اداره را تهیه و یک تیتر می زنی سپس تلفنی تهدید می کنی که اگر مبلغ را پرداخت نکنی در شماره های بعدی این روند ادامه دارد. که در اغلب موارد کار به مراحل بعدی نمی کشد. البته هستند در این بین انسانهای شریفی که به رسالت مطبوعاتی خود وفادارند اما فضای غالب مطبوعات استان اینگونه است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط هفنه نامه سردار جنگل  | 

خدا كجاست بيايد مرا ز من برهاند

غبار سينه من را سپيده دم بتكاند 

خدا كجاست بيايد از آفتاب نگاهش

در اين سياه ترين قطره اي  بچكاند 

مرا كه دور شدم از ترانه هاي بهاري

به هر بهانه در اين راستا بكشاند 

كمي به مسلك بارانيش بيارايد

سپس به قله انديشه­ام برساند 

نهال كوچكي از بارگاه خودش را

پر از بهار كند در دلم بنشاند 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط هفنه نامه سردار جنگل  | 

انسان برای فراموشی کاهندگی خود، به گذشت ایام دلخوش است تا در پس پرده گذشت ایام،هستی وسرمایه ای را که از او درگذشته پنهان کند که چون بگذرد غمی نیست! حال آنکه آنچه می گذرد نه زمان و روز و شب است بلکه بخشی از وجود من وتوست که می گذرد! و عجیب تر آنکه ما برای کاهندگی یک ساله عمر و سرمایه هستیمان جشن می گیریم و به یکدیگر تبریک می گوییم!

در گوش من صحیفه تبریک عید گفت

سالی دگر زعمر تو ای بی خبر گذشت

تبریک نیست تسلیت است اینکه دوست را

گویی خوشا زعمر تو سالی درگذشت

و چه جمله عمیقی است اینکه حسین بن علی(علیهما‎السلام) می فرماید:«یَابنَ آدَم اِنَّمَا اَنتَ ایّامٌ کُلَّمَا مَضی یَومٌ ذَهَبَ بَعضُکَ»، ای انسان! ای فرزند آدم! تو روزگار هستی، «اِنَّمَا اَنتَ ایّامٌ»، تو خودت روزگار هستی، تو ایّام و روزها هستی، هر روزی که می‎گذرد مقداری از تو کاسته می‎شود. این طور نیست که تو ثابت باشی و روزگار بگذرد، تو ساکن باشی و او گذرا باشد. هر روز که می‎گذرد مقداری از ما نیز می‎گذرد و از ما کاسته می‏شود، هر ماه و سالی که می‏گذرد یک ماه و سال نیز از ما کاسته می‏شود.

و من وتو در این یکسال چه کردیم؟ آیا آبرو و حیثیت مومنی را حفظ کردیم؟ آیا گره از کار فروبسته اش باز کردیم؟ آیا حق بندگی را بجا آوردیم؟ آیا...

و من در این وانفسا، دلم چقدر هوای بچه گی ها را کرده!

بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی، وسط سفره‌ی نو
بوی یاس جانماز ترمۀ مادر بزرگ

شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده‌ی لای کتاب
شوق یک خیز بلند از روی بُته‌های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه‌ها
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

بوی باغچه، بوی حوض، عطر خوب نذری
شبِ جمعه، پی فانوس، توی کوچه گم شدن

+ نوشته شده در  ساعت   توسط هفنه نامه سردار جنگل  | 

مادامی که انسان در کوره حوادث روزگار گرفتار نیاید محال است عیار مسلمانی خود را آشکار نماید، چه بسیارند مدعیان حقیقت که دم از مسلمانی می زنند اما یا وارد گود وزن کشی عیار مسلمانی نمی شوند، یا اگر بشوند به سلامت از آن نمی گذرند! میدان انتخابات یکی از همان حوادث سخت روزگار است که عیار مسلمانی افراد را می سنجد وفاصله حرف تا عمل افراد را برملا می سازد.

جانبازی که با ضد انقلاب می آمیزد! و تمام سوابق جانبازیش رابرای جلب آرا به پای چند ضد انقلاب برشکسته قربانی می کند! فردا انقلاب را هم به پای منافع خود قربانی می کند! مدیری که با سازو آواز پیوند می خورد! و با ابزار نخ نمایی همچون موسیقی غربی، به خیال خام خود در صدد جذب آرای جوانان بر می آید، فردا هم برای رسیدن به هدف از هر وسیله ای ولو غیر مشروع استفاده می کند! نماینده ای که رای مردم را به بهاء ای می خرد! رای مردم را به بهاءای اندک هم می فروشد! 

اما آنطرف ماجرا هم بودند نامزدهایی که در این وانفسای تبلیغات انتخابات، جلوه ای از راستی و حقیقت را به نمایش گذاشتند، به ظاهر پیروز نشدند اما نامدارشدند و بنا به نظر علی(ع) و روش امیرالمومنین سیاست را به خناسی و فریب نیالودند! مگر پیروزی غیر از اینست که انسان در شرایط دشوار گناه جان الهی خود را از گناه مصون نگاه دارد. دوستی می گفت در جریان تبلیغات انتخابات سخت بی پول وتحت فشار بودم، در همین بین یکی از اعضای شورای شهر با کیسه ای پول و با نیتی سوء، نزدم آمد و من که در ابتدای ورود به عرصه انتخابات، در مزار شهدای رشت با شهدا عهد بسته بودم که ذره ای از راه و روش آنان تخطی نکنم آن بسته را نپذیرفتم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط هفنه نامه سردار جنگل  | 

  تکلیف ما با مدعیان اصولگرایی و حامیان این گفتمان که بخش عظیمی از مردم انقلابی کشور را شامل می شوند روشن است، این مردم که انقلاب را تاپای جان دوست می دارند، بارها در آزمونهای نفس گیر همواره از انقلاب خود حمایت کردند،فردا نیز خالق حماسه دیگرند. اما اصلاح طلبان اگر با این توجیه که برخی از کاندیداهای آنها رد صلاحیت شدند قصد تحریم انتخابات را دارند باید بدانند در وحله اول آنها خود را تحریم کردند، چه بسا فرستادن 40 یا 50 نماینده اصلاح طلب برای این جنبش سیاسی بهتر باشد تا اینکه مجلس بدون گرایش اصلاح طلبانه به روند چهار ساله خود ادامه دهد. چنانکه اگر ریشه اصلاح طلبی در مجلس نیز خشکانده شود شاید تاسالها جوانه زدن این گرایش بطول انجامد. پس حامیان این جریان سیاسی هم باید برای ادامه حیات سیاسی جریان متبوع خود فردا پای صندوق های رای حاضر شوند. اما صحبت ما بیشتر با مخالفین و منتقدین وضع موجوداست که گستره وسیعی از منتقدان دولت تا مخالفان نظام را شامل می شوند. این گروه با این دلیل که باید با رای ندادن صدای مخالفمان را به گوش حاکمیت برسانیم شاید از کنار این برهه حساس بی تفاوت بگذرند اما با یک حساب سرانگشتی و با یک نگاه واقع بینانه به شرایط منطقه و جهانی باید در این انتخابات حضور یابند. به تعبیر اکثر کارشناسان سیاسی جهان در حال حاضر در یک پیچ تاریخی و سرنوشت ساز قرار دارد و یکی از بازیگران اصلی آن جمهوری اسلامی ایران است اگر ایران اینبار از گردنه این پیچ تاریخی به سلامت و با قاطعیت عبور کند شاید تا سالها بتوان در حریم امن قله به سلامت زندگی کرد که البته این عبور در سال 88 باشرکت 40 میلیونی مردم در انتخابات ریاست جمهوری انجام شد اما اتفاقات بعد آن باعث شد تا آن عبور از منظر بین اللملی مورد قبول واقع نشود، واگرنه ایران تا سالها از چشمان طمع انگیز دشمنان به دور می ماند.قطعا عدم شرکت این گروه خاموش به ثبات منطقه ای و اعتبار بین المللی کشور لطمه خواهد زد و تزلزل  سیاسی چیزی نیست که تنها حکومت هزینه آن را بپردازد بلکه این تزلزل در ابعاد اقتصادی و اجتماعی گریبانگیر همه مردم خواهد شد. شرکت نکردن در انتخابات در واقع نادیده گرفتن خود است بی توجه ای به حق خود وتجربه ثابت کرده هیچ انسانی نتوانسته با بی تفاوتی حق خود را مطالبه نماید. این گروه اول باید تغییر نظام موجود را از مخیله خود خارج نماید وسپس به این بیاندیشند که راه دیگر و کم هزینه تری هم برای رساندن صدای مخالف نیز هست! و اگر به هزاران شهید انقلاب یا هزاران شهید دفاع مقدس یا شهدای اخیر دانشمند هم اعتقادی ندارند به اعتبار و پرستیژ کشوری فکر کنند که برای بهتر زندگی کردن در آن باید نسبت به سرنوشت آن حساس بود، مطالعه تاریخ سیاسی این کشور به وضوح نشان میدهد هرگاه مردم بی تفاوت از کنار حوادث و بزنگاه تاریخی، سیاسی کشور عبور کردند جز فلاکت ودیکتاتوری نسیبی نبردند و این سرنوشت محتوم مردمانی است که به هر دلیلی با سرنوشت کشور خود لجبازی می کنند. داشتن یک مجلس با پشتوانه قوی مردمی ضامن حرکت کشور بسوی ابادانی ، توسعه و ترقی است وترقی وتوسعه چیزی نیست که تنها عده ای خاص از آن بهره مند شوند. این عده اگر امنیت،آبادانی،عزت وسرنوشت،کشور برایشان حایز اهمیت است باید در انتخابات فردا شرکت کنند  این وطن متعلق به همه ماست.

  به امید حضور همه مردم فردا پای صندوق های رای.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط هفنه نامه سردار جنگل  | 

  • اغلب نمايندگان به محض ورود به مجلس سينه‌هاشان ازجوش و زبانشان از خروش مي‌افتد چنان كه قول و قرارهاي خويش رابه كلي از ياد برده و سرگرم مسائلی می شوند که کمتر به وظایف تقنینی و نظارتی نمایندگان ارتباط دارد. اگر نه، كم نبودند نمايندگاني كه همواره سنگ مردم را به سينه مي‌زدند اما بعد از تكيه به كرسي مجلس شوراي اسلامي، منافع خود و گروه‌‌هاي ذي‌نفوذ را بر مطالبات به حق مردم ترجيح دادند.
  • در همین استان نماینده ای می شناسم که تفاوت بين طرح و لايحه را نمي‌داند و شايد در طول چهار سال چهار اظهارنظر مفيد و اثر گذار انجام نداده يا حتي يك بار قانون اساسي كشور را مطالعه نكرده است . . از اين روي وقتي نماينده خود را در اين حوزه كم اطلاع و ناتوان مي‌بيند سرگرم مسائل روزمره‌ي منطقه‌اي مي‌شود و در امور اجرايي استان دخالت می کند و به عزل و نصب در حوزه‌ي انتخابيه‌ي خود مي‌پردازد تا حداقل از اين طريق راه را براي انتخاب شدن مجدد خود در دوره‌ي بعد هموار نمايد.

 

سید مجتبی میرحسینی


ادامه مطلب را در اینجا بخوانید
+ نوشته شده در  ساعت   توسط هفنه نامه سردار جنگل  | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط هفنه نامه سردار جنگل  | 

بیشترین نارضایتی مردم و شکوائیه‌های واصله به اداره کل بازرسی در حوزه شهرداری‌ها است.

 شهرداری رشت از محل جریمه‌های کمیسیون ماده 100 و اجاره CNG حدود 58 میلیارد تومان از اشخاص حقیقی وحقوقی مطالبات دارد در حالی که گفته می‌شود شهرداری برای عمران شهری با کمبود بودجه مواجه است .

انعقاد قراردادهای خدمات و عمران شهری در شهرداری رشت با نزدیکان و خویشاوندان برخی از مسئولان شهرداری و شورای شهر!

قرار شده بود توسط شهرداری و شورای شهر رشت 840 میلیارد تومان  با عنوان شهروند الکترونیک در شهر رشت هزینه شود!

پرداخت وام 4 میلیارد تومانی بانک شهر رشت از محل سپرده‌های شهرداری!!

اخیرا تفاهمنامه‌ای بین شهرداری رشت و بانک شهر منعقد شده است تا به افراد کم بضاعت و معرفی شده از طرف شهرداری رشت از محل سپرده‌های شهرداری وام و تسهیلات ارزان قیمت پرداخت کنند که دراین راستا بالغ بر 3 میلیارد تومان وام و تسهیلات قرض‌الحسنه پرداخت شده که بعضا به نزدیکان و بستگان اعضای شورای شهر و مسئولان شهرداری پرداخت شده که از 5 میلیون تومان تا مبلغ 70 میلیون تومان بوده است به طوری که یکی از بستگان اعضای شورای شهر رشت 60 میلیون تومان وام گرفته است!

این مطالب حرفهای سردار جنگل نیست تا عده ای آنرا ناشی از حب وبغض های سیاسی قلمداد نمایند این سخنان صحبتهای مدیر کل نظارت و بازرسی استان گیلان است که در جلسه شورای قضایی استان مطرح گردیده، البته ما همواره در این وبگاه به برخی از تخلفات شورا و شهرداری اشاره کرده ایم ومسئولان امر را به نظارت دقیق تر بر امر قراردادها و مسائل مالی شهرداری توجه داده بودیم اما اکنون که سازمان بازرسی با تحقیق و بررسی موضوع، به بخش کوچکی از این تخلفات پی برده آیا زمان آن فرا نرسیده تا دادستان رشت به عنوان مدعی العموم یا دیگر سازمانهای مربوطه نسبت به این تخلفات اقدام نمایند.آیا مردم رشت همچنان باید روند تخلفات و ناکارامدی شورا و شهردار رشت را تحمل نمایند.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط هفنه نامه سردار جنگل  |